پنج شنبه ٣١ مرداد ١٣٩٨

 


شماره خبر :٥٥١٠٤٩

ارسال به دوست نسخه چاپي

  تاریخ انتشار خبر : دوشنبه ٢٠ اسفند ١٣٩٧
 
مسئول نهاد رهبری در دانشگاه پیام‌نور آذربایجان شرقی:
تنها با ساده زیستى است كه مى‌توان، مشكلات مردم را درك كرد
حجت‌الاسلام دکتر جلیلی گفت: تنها با ساده زیستى است كه مى‌توان، مشكلات مردم را درك كرد، با آنان هم‌درد شد و با دل كندن از زرق و برق دنیا و گرفتار نشدن در پست و مقام، به مردم نزدیك شد.

به‌ گزارش مرکز ارتباطات و اطلاع رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها، حجت‌الاسلام دکتر جلیلی، مسئول نهاد رهبری در دانشگاه پیام نور آذربایجان شرقی با اشاره به وضعیت نابسامان اقتصادی کشور گفت: در جامعه‌اى كه میان طبقه‌هاى گوناگون آن، فاصله معیشتى و اقتصادى وجود دارد، مسئولان و كارگزاران باید با ساده زیستى، مرهمى بر زخم‌هاى گروه كم‌درآمد جامعه باشند. این مسأله البته ریشه دینى و اعتقادى نیز دارد.

وی در ادامه با ذکر مثالی به توضیح این مطلب پرداخت و گفت: براى نمونه مى‌توان به نامه مولاى متقیان در زمان خلافت، به فرماندار بصره اشاره كرد كه به مهمانى یكى از ثروتمندان رفته بود. امیرالمؤمنین(ع) به عثمان بن حُنَیف، استاندار خود در بصره (كه از یاران ویژه امیرالمؤمنین على(ع) است و در نهایت نیز به دست دشمنان آن حضرت شكنجه مى‌شود و به شهادت مى‌رسد) به‌خاطر شركت در میهمانى یكى از جوانان ثروتمند بصره كه فقیران و ضعیفان از آمدن به آن میهمانى محروم و تنها ثروتمندان در آن حاضر بودند، نامه اعتراض‌آمیزى مى‌نویسد و از شركت ایشان در چنین ضیافتى به‌شدت گلایه مى‌كند؛ اگرچه خود استاندار، زندگى ساده و فقیرانه‌اى داشته است، با این حال حضرت در نامه ۴۵ نهج البلاغه چنین مى‌آورد: «پس از یاد خدا و درود اى پسر حنیف! به من گزارش دادند كه مردى از سرمایه‌داران بصره تو را به میهمانى خویش فرا خوانده و تو به سرعت به‌سوى آن شتافتى؛ خوردنى‌هاى رنگارنگ براى تو آوردند و كاسه‌هاى پر از غذا پى‌درپى جلوى تو نهادند. گمان نمى‌كردم، مهمانى مردى را بپذیرى كه نیازمندانشان [از آن سفره‌] با ستم محروم و ثروتمندانشان بر سر سفره دعوت شده‌اند.»

مسئول نهاد رهبری در دانشگاه پیام نور آذربایجان شرقی تاکید کرد: درك و لمس مشكلات و تلخى‌هاى زندگى فقیران و مستضعفان كه همواره بیشترین افراد جامعه را تشكیل مى‌دهند، براى برقرارى بهتر و سریع‌تر عدالت در جامعه اسلامى ضرورتی اجتناب ناپذیر می‌باشد، لذا حضرت على(ع) در نامه ۴۵ نهج البلاغه مى‌فرماید: آیا به همین رضایت دهم كه مرا امیرالمؤمنین خوانند و در تلخى روزگار، با مردم شریك نباشم و در سختى‌هاى زندگى، الگوى آنان نشوم؟

وی خاطرنشان کرد: مسئول و رئیسى در جامعه اسلامى مى‌تواند عدالت را در حوزه فرمان خویش برقرار كند كه درد محرومان و تهى‌دستان را درك كرده و چشیده باشد، وگرنه آنان كه حتى از دور، دستى بر آتش نگرفته‌اند، چگونه مى‌توانند بر مشكلات و نابسامانى‌ها چیره شوند. امیرالمؤمنین على(ع) یكى از اصلى‌ترین دلایل پذیرش خلافت پس از ۲۳ سال غصب خلافت از ایشان را، پیمانى مى‌داند كه خداوند از نخبگان جامعه گرفته است كه در برابر شكم‌بارگى و افسارگسیختگى ظالمان و گرسنگى و محرومیت مظلومان سكوت نكنند. بدیهى است، كسى مى‌تواند به این پیمان محكم الهى وفادار بماند كه خود، درد محرومان و بیچارگان را با عمق وجود چشیده و از سنخ آنان باشد. چه حكیمانه گفته‌اند مقام معظم رهبری كه: «با دستمال آلوده نمى‌توان، شیشه كثیف را پاك كرد.»

جلیلی پرورش و اقناع حس هم‌دردى و برابرى با دیگران را‌ از دیگر آثار ساده زیستی عنوان کرده و افزود: انسان حتى اگر مسئولیت و مقامى در حكومت نداشته باشد، همواره نیازمند ارضا و اقناع نیازهاى فطرى خود است. یكى از این نیازهاى فطرى، احساس هم‌دردى با همسایگان و خویشان و دیگر اطرافیان اوست. این حس هم‌دردى و برابرى، تنها با برابرى با آن‌ها در معیشت، برطرف مى‌شود. امیرالمؤمنین على(ع) كه فطرت او از پاك‌ترین فطرت‌هاست، در نامه ۴۵ در این باره مى‌فرماید: اگر مى‌خواستم، مى‌توانستم از عسل پاك و از مغز گندم و بافته‌هاى ابریشم براى خود غذا و لباس فراهم آورم، ولى هیهات كه هواى نفس بر من چیره شود و حرص و طمع مرا وادار كند كه طعام‌هاى لذیذ برگزینم، در حالى كه در حجاز یا یمامه كسى باشد كه به قرص نانى نیازمند باشد یا هرگز شكمى سیر نخورد، و من سیر بخوابم.

مسئول نهاد رهبری در دانشگاه پیام نور آذربایجان شرقی با توصیه مسئولان به نزدیك‌تر شدن به مردم و ارتباط بى‌واسطه با آنان اضافه کرد: رسیدگى به مشكلات و امور محرومان و مستضعفان، همواره در صدر برنامه‌هاى رهبران دینى آگاه جامعه، یعنى پیامبران و اولیاى الهى بوده است. در جایى امیرالمؤمنین على(ع) مى‌فرماید: اللّه َ اللّه َ فى الطَّبَقَهِ السُّفلى مِنَ الَّذینَ لا حِیلَةَ لَهُم وَ المساكینَ والمحُتاجین و أهلِ الْبُؤسى و الزّمْنى. خدا را خدا را، درباره طبقه‌هاى پایین و محروم جامعه كه هیچ چاره‌اى ندارند، زمین‌گیران، نیازمندان، گرفتاران و دردمندان. این شدت تأكید، به‌خاطر آن است كه همواره نهضت‌هاى پیامبران و ائمه و فقیهان دینى با همراهى و جان‌فشانى همین طبقه از جامعه شروع شده و پیش رفته است و هرجا پاى عزیزترین و گران‌بهاترین سرمایه انسان، یعنى جان بوده، این طبقه پیش قدم شده است و در عوض، سهم و بهره‌اى نیز براى خود نمى‌خواهند. برخلاف مستكبران كه همواره زیاده طلب هستند و در هنگام سختى، حاضر نیستند راحت‌طلبى و تن‌پرورى خود را كنار بگذارند.

حجت‌الاسلام جلیلی در نتیجه‌گیری سخنان خود گفت: به‌راستى مسئولان در نظام اسلامى، اگر از شیوه زندگى عمومى محرومان و طبقه پایین جامعه خارج شوند، چگونه مى‌توانند، با مردم سخن بگویند و مشكلات و دردهاى مزمن و گرفتارى‌هاى عمیق آن‌ها را درك و لمس كنند؟ حتى اگر پاى صحبت آنان بنشینند، آنان با كسى‌كه از سنخ و جنس آن‌ها نیست و نوع زندگى‌اش فرق مى‌كند، نمى‌توانند به راحتى و بدون هیچ اضطراب و لكنت زبانى سخنى بگویند و اگر هم بتوانند راحت صحبت كنند، با خود چنین مى‌گویند: سخنان ما تأثیرى ندارد، او با این زندگى پر زرق و برق هرگز نمى‌تواند مشكلات و دردهاى ما را درك كند. تنها با ساده زیستى است كه مى‌توان، مشكلات مردم را درك كرد، با آنان هم درد شد و با دل كندن از زرق و برق دنیا و گرفتار نشدن در پست و مقام، به مردم نزدیك شد.

برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




آرشيو